كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
434
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى به درستى كه بخريد خدا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از گرويدگان أَنْفُسَهُمْ نفسهاى ايشان را كه مباشر جهاد شوند وَ أَمْوالَهُمْ و مالهاى ايشان را كه در راه وى نفقه كنند بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ بهآنكه ايشان را باشد جنّت اين تمثيل است براى اثبات مؤمنان به بهشت بر بذل اموال و انفس ايشان نه حقيقة اشتراء زيرا كه بيع و شرى جاى وقوع پذيرد كه تباين املاك بود و وجود هر كه است و هر چه هست همه از آن حقست العبد و ماله لمولاه پس اين تحريض است بر غزوه و جهاد يعنى اى بنده ! از تو بذل كردن نفس و مال و از من عطا دادن بهشت بىزوال نفس سرمايه شر و شور است و مال سبب طغيان و غرور اين دو ناقص معيوب را در راه ما فدا كن و بهشت باقى مرغوب را بستان نظم سنگ بينداز و گهر مىستان * خاك زمين مىده و زر مىستان در عوض فانى و خوار و حقير * نعمت پاكيزه باقى بگير در كشاف و عين المعانى و جز آن منقولست كه اعرابى بر در مسجد حضرت رسالتپناه ص مىگذشت آن حضرت ص اين آيت را مىخواند لمعات انوار كلام الهى باطن او را عكسپذير اشراقات فيوض ملكوتى ساخت پرسيدند هذا كلام من حضرت ص فرمود هذا كلام اللّه سؤال كرد كه اين بيع و شرى كى بوده است جواب دادند كه روز ميثاق كه ذرات ذريات را خطاب مستطاب الست بربكم شنوانيدند اعرابى گفت و اللّه بيع مربح لا نقيل و لا نستقيل چون نفس معيوب و اموال فانى را مىخرد و در عوض آن بهشت باقى مىدهد هرگز آن بيع را برنياندازيم بلكه نفس و مال خود را دربازيم بيت آن بيع را كه روز ازل با تو كردهايم * اصلا درين حديث اقالت نمىرود عزيزى فرموده است كه هر كه بنده را بخرد و بعيب او دانا باشد او را رد نتواند كرد حق سبحانه ما را خريده و بعيوب ما دانا بوده اميد آنست كه از درگاه كرم رد نهكند بيت اميد كه از فضلت مردود نگردم من * چون شد به همه عيبى لطفى تو خريدارم و در نفخات الانس مذكور است از ابو ذر بوزجانى نقل مىكند رباعى تو بعلم ازل مرا ديدى * ديدى آنگه بعيب بخريدى تو بعلم آن و من بعيب همان * رد مكن آنچه خود پسنديدى در حقيقت اين بيعوشراى و بيان آنكه خود را مشترى گفت و ما را بايع و نفس و مال را بذكر اختصاص داد و دل را درين مبايعه داخل نكردند مذكران و محققان را عبارتى عجيب و اشارتى غريب هست و بعضى از ان در جواهر التفسير سمت تحرير يافت بيت هر كه خواهد كزين برد بوئى * گو تماشاى آن گلستان كن و بعد از اشتراء بيان ما لاجله الشرى مىكند و مىگويد يُقاتِلُونَ كارزار مىكنند اين مؤمنان كه نفس ايشان خريده شده است فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى و طلب رضاى او فَيَقْتُلُونَ پس گاهى مىكشند دشمنان را وَ يُقْتَلُونَ و گاهى كشته مىشوند بر دست ايشان وَعْداً عَلَيْهِ وعده داده است خداى ايشان را بدين بيع و شرا وعدهدادنى حَقًّا ثابت و باقى كه خلاف در ان نيست فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ درين كتابها دليل است بر آنكه اهل توريت و انجيل هم مأمور بودهاند وَ مَنْ أَوْفى و كيست وفاكنندهتر بِعَهْدِهِ بعهد خود مِنَ اللَّهِ از خداى كه كريم است و كريم خلف وعده روا ندارد فَاسْتَبْشِرُوا پس شادمان باشيد بِبَيْعِكُمُ بخريد و فروخت خود الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ آنكه مبالغه كرديد به آن وَ ذلِكَ و آن بيع هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ اوست رستگارى بزرگ و در مدارك از امام جعفر صادق رض نقل مىكند كه اى مؤمنان قيمت شما نيست مگر بهشت پس مفروشيد خويش را مگر بدان يعنى خود را بمتاع غرور فانى دنيا مفروشيد كه قيمت شما نعيم جاودانى باقيست در مثنوى معنوى آورده مثنوى خويش را نشناخت مسكين آدمى * از فزونى آمد و شد در كمى خويشتن را آدمى ارزان فروخت * بود اطلس خويش را بر دلق دوخت .